.
دراین شب غمگین دلم تنگ است
و غم چیره شد است برمن
گرفتار بود یا نابودم
گریزانم از این دنیای جمادی
ولی افسوس که میگیرد گریبانم ز پس
چه کش مکشیست
چه درگیرم
چه افسونم
بیا دریاب این رنجور سالها را
زمستان را نمیخواهم ... نمیخوانم
که چک چک دندانم نیز سردی نمیخواهد
همچون نوک انگشتانم
آهای بدادم رس که حیران که ترسانم
همچون کودکی بی مادر مفلوک
گرمی گرما میخواهم
#نیماشاهینی
